جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El tatuador
01
تتوکار
un artista que dibuja diseños permanentes en la piel con tinta y agujas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
tatuadores
مثالها
El tatuador creó un diseño único para su cliente.
تاتوکار یک طراحی منحصر به فرد برای مشتری خود ایجاد کرد.



























