جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El tratamiento facial
01
پاکسازی صورت
un cuidado de la piel del rostro que incluye limpieza, exfoliación e hidratación
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
tratamientos faciales
مثالها
Se regaló un tratamiento facial de lujo para su cumpleaños.
او برای تولدش یک مراقبت صورت لوکس به خودش هدیه داد.



























