جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El rollo
01
طاقه
una pieza larga de tela enrollada alrededor de un tubo de cartón
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
rollos
مثالها
Compraron un rollo completo de lino para hacer las cortinas.
آنها یک رول کامل کتان برای ساخت پردهها خریدند.



























