جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
eclosionar
01
سر از تخم در آوردن
salir un animal, especialmente un pájaro, un insecto o un pez, de su huevo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
eclosiono
سومشخص مفرد
eclosiona
وجه وصفی حال
eclosionando
گذشته ساده
eclosionó
اسم مفعول
eclosionado
مثالها
Un huevo de tortuga marina eclosionó en la arena de la playa.
یک تخم لاکپشت دریایی روی شنهای ساحل از تخم درآمد.



























