جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
al mismo tiempo
01
همزمان
que ocurre simultáneamente con otra cosa
اطلاعات دستوری
مثالها
Corrió y cantó al mismo tiempo.
او دوید و آواز خواند در همان زمان.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
همزمان
او دوید و آواز خواند در همان زمان.