جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La parodia
01
نقیضه
imitación humorística de una obra, persona o situación
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
parodias
مثالها
El programa hizo una parodia de la película famosa.
برنامه یک پارودی از فیلم معروف ساخت.



























