جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La autodisciplina
01
نظم فردی
capacidad de controlarse a sí mismo para cumplir metas o reglas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Él mostró mucha autodisciplina al entrenar cada día.
او با تمرین کردن هر روز، خودانضباطی زیادی نشان داد.



























