جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La suspensión
01
تعلیق
interrupción temporal que impide a alguien participar en una actividad
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
suspensiones
مثالها
El jugador recibió una suspensión por una falta grave.
بازیکن به دلیل یک خطای جدی یک محرومیت دریافت کرد.



























