جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
aparear
01
جفتگیری کردن
juntarse dos animales para tener crías
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
apareo
سومشخص مفرد
aparea
وجه وصفی حال
apareando
گذشته ساده
apareó
اسم مفعول
apareado
مثالها
Los caballos se aparean en primavera.
اسبها در بهار جفتگیری میکنند.



























