جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
obvio
01
واضح, آشکار
evidente o claro
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
el más obvio
شکل تفضیلی
más obvio
درجهپذیر
مفرد مذکر
obvio
جمع مذکر
obvios
مفرد مؤنث
obvia
جمع مؤنث
obvias
مثالها
Es obvio que ella tiene talento.
واضح است که او استعداد دارد.
obvio
01
آشکارا, بهطرز واضحی، بهطرز معلوم
de manera evidente o clara
اطلاعات دستوری
مثالها
Habló obvio y directo.
او obvio و مستقیم صحبت کرد.



























