جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
muerto
01
مرده
que ha dejado de vivir
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
muerto
جمع مذکر
muertos
مفرد مؤنث
muerta
جمع مؤنث
muertas
مثالها
Encontraron un árbol muerto en el jardín.
آنها یک درخت مرده در باغ پیدا کردند.



























