جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El molde
01
قالب
un recipiente con una forma específica que se usa para dar forma a alimentos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
moldes
مثالها
Compré un molde de silicona flexible que es muy fácil de limpiar.
من یک قالب سیلیکونی انعطافپذیر خریدم که تمیز کردنش بسیار آسان است.



























