جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
moler
01
آسیاب کردن, چرخ کردن، ساییدن، خرد کردن
triturar o convertir un alimento u objeto sólido en polvo o partículas pequeñas
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
muelo
سومشخص مفرد
muele
وجه وصفی حال
moliendo
گذشته ساده
molí
اسم مفعول
molido
مثالها
Molieron el maíz para hacer tortillas.
آنها ذرت را آسیاب کردند تا نان تورتیلا درست کنند.



























