جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El mitin
01
گردهمایی, تظاهرات
una reunión pública grande organizada por un grupo político o social
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
mitines
مثالها
Hubo un mitin masivo en la plaza central de la ciudad.
یک تظاهرات گسترده در میدان مرکزی شهر برگزار شد.



























