جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La mitad
01
نیم, نصف
parte que representa la división de algo en dos partes iguales o proporcionales
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
mitad
مثالها
La mitad de los estudiantes llegó tarde a clase.
نیمی از دانشآموزان دیر به کلاس رسیدند.



























