جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La mitad
01
نیم, نصف
parte que representa la división de algo en dos partes iguales o proporcionales
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
mitad
مثالها
Comí solo la mitad de la pizza.
من فقط نصف پیتزا را خوردم.



























