جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
mamar
01
شیر خوردن (از سینه)
bebé que se alimenta directamente del pecho de manera intransitiva
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
mamo
سومشخص مفرد
mama
وجه وصفی حال
mamando
گذشته ساده
mamó
اسم مفعول
mamado
مثالها
El recién nacido mama cada dos horas.
نوزاد تازه متولد شده هر دو ساعت یکبار مک میزند.



























