جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
legislar
01
قانون وضع کردن, قانونگذاری کردن
crear, modificar o aprobar leyes mediante un órgano legislativo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
legislo
سومشخص مفرد
legisla
وجه وصفی حال
legislando
گذشته ساده
legisló
اسم مفعول
legislado
مثالها
Los diputados legislaron nuevas normas de seguridad vial.
نمایندگان قوانین جدید ایمنی جادهای را تصویب کردند.



























