جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El lapso
01
سوتی, اشتباه
error o descuido cometido por olvido o falta de atención
مثالها
Su lapso fue notorio en la presentación.
اشتباه او در ارائه قابل توجه بود.
02
وقفه, مکث
periodo corto de tiempo entre dos eventos o acciones
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
lapsos
مثالها
El proyecto se detuvo por un lapso de dos semanas.
پروژه برای یک فاصله دو هفتهای متوقف شد.



























