جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El lapso
01
سوتی, اشتباه
error o descuido cometido por olvido o falta de atención
مثالها
Fue un lapso involuntario, no lo hice a propósito.
این یک لغزش غیرعمدی بود، من عمداً این کار را نکردم.
02
وقفه, مکث
periodo corto de tiempo entre dos eventos o acciones
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
lapsos
مثالها
Hubo un lapso de cinco minutos entre las dos reuniones.
بین دو جلسه فاصلهای پنج دقیقهای وجود داشت.



























