جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La fuga
01
فرار
acción de escapar de un lugar o de una situación
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
fugas
مثالها
La policía investigó la fuga de la cárcel.
پلیس فرار از زندان را بررسی کرد.
02
نشتی, چکه
salida de líquido de un recipiente o tubería, generalmente no deseada
مثالها
La fuga mojó el suelo de la cocina.
نشت کف آشپزخانه را خیس کرد.



























