جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La frecuencia
[gender: feminine]
01
تناوب, تکرار
el número de veces que una onda se repite por unidad de tiempo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
frecuencias
مثالها
Los murciélagos emiten sonidos de alta frecuencia.
خفاشها صداهای با فرکانس بالا منتشر میکنند.



























