جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El fiambre
01
کالباس
una carne cocida, curada o ahumada, que se sirve fría y se corta en rebanadas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
fiambres
مثالها
El fiambre de pavo es una opción más ligera para los sándwiches.
فیامبر بوقلمون یک گزینه سبکتر برای ساندویچها است.
02
جنازه, جسد
un cadáver, un cuerpo sin vida
غیررسمی
مثالها
Después del accidente, el fiambre fue trasladado a la morgue.
پس از حادثه، جسد به سردخانه منتقل شد.



























