جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El felino
[gender: masculine]
01
گربه
animal mamífero carnívoro de la familia de los gatos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
felinos
مثالها
Vi un felino salvaje en el bosque.
من یک گربهسان وحشی در جنگل دیدم.
felino
01
گربهسان, گربهمانند
relacionado con los gatos o parecido a ellos
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
felino
جمع مذکر
felinos
مفرد مؤنث
felina
جمع مؤنث
felinas
مثالها
Dibujó una figura felina en el cuaderno.
او یک شکل گربهسان در دفترچه کشید.



























