جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La felicidad
01
شادی, لذت
un estado emocional de bienestar, satisfacción y alegría profunda
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
La felicidad de ver a su hijo graduarse la llenó de lágrimas de alegría.
خوشحالی دیدن پسرش که فارغالتحصیل شد او را از اشک شادی پر کرد.



























