جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Erosión
01
فرسایش
desgaste de la superficie de la tierra por agua, viento u otros agentes naturales
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
مثالها
La erosión del suelo afecta la agricultura.
فرسایش خاک بر کشاورزی تأثیر میگذارد.



























