جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
enfrentar
01
مواجه شدن, روبهرو شدن
hacer frente a una situación, persona o dificultad
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
enfrento
سومشخص مفرد
enfrenta
وجه وصفی حال
enfrentando
گذشته ساده
enfrentó
اسم مفعول
enfrentado
مثالها
Enfrentaron la situación con calma.
آنها به آرامی با موقعیت مواجه شدند.



























