جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
enfocar
[past form: enfoqué][present form: enfoco]
01
فوکوس کردن (عکاسی), لنز را تنظیم کردن
ajustar un lente para que una imagen se vea clara
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
بیقاعده
اولشخص مفرد
enfoco
سومشخص مفرد
enfoca
وجه وصفی حال
enfocando
گذشته ساده
enfoqué
اسم مفعول
enfocado
مثالها
Mi móvil enfoca automáticamente los rostros.
تلفن من به طور خودکار بر روی چهرهها فوکوس میکند.



























