جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
empeorar
01
بدتر شدن, وخیم شدن
volverse más malo o negativo en calidad, estado o situación
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
empeoro
سومشخص مفرد
empeora
وجه وصفی حال
empeorando
گذشته ساده
empeoró
اسم مفعول
empeorado
مثالها
Su salud empezó a empeorar después de la cirugía.
سلامتی او پس از عمل جراحی شروع به بدتر شدن کرد.



























