جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La directriz
01
رهنمود, خط مشی، دستورالعمل
instrucción o norma que orienta acciones o decision
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
directrices
مثالها
Debemos seguir la directriz del comité.
ما باید دستورالعمل کمیته را دنبال کنیم.



























