جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
denegar
01
رد کردن, نپذیرفتن
rechazar o no conceder algo que se solicita
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
deniego
سومشخص مفرد
deniega
وجه وصفی حال
denegando
گذشته ساده
denegó
اسم مفعول
denegado
مثالها
La empresa denegó el acceso al edificio.
شرکت دسترسی به ساختمان را رد کرد.



























