جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La demostración
01
مدرک, توجیه، دلیل
explicación o evidencia que prueba algo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
demostraciones
مثالها
Presentaron la demostración ante el tribunal.
آنها شواهد را در مقابل دادگاه ارائه دادند.
02
نمایش, ارائه
exhibición o presentación pública de algo
مثالها
Hubo una demostración de tecnología avanzada.
یک نمایش از فناوری پیشرفته وجود داشت.



























