جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La cuarentena
01
قرنطینه
un período de aislamiento para prevenir la propagación de una enfermedad contagiosa
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Tras el viaje, tuvo que guardar cuarentena durante diez días.
پس از سفر، او مجبور شد قرنطینه را به مدت ده روز رعایت کند.



























