جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El criterio
01
نظر, عقیده
juicio, idea u opinión sobre un asunto
مثالها
Quisiera conocer tu criterio sobre este tema.
میخواهم معیار شما را در مورد این موضوع بدانم.
02
معیار, استاندارد
norma o regla que se usa para juzgar o evaluar algo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
criterios
مثالها
El principal criterio para elegir al candidato fue su experiencia.
معیار اصلی برای انتخاب نامزد، تجربهی او بود.
03
اختیار, صلاحدید
libertad o autoridad para tomar decisiones
مثالها
Puede decidir a su criterio cómo organizar la reunión.
شما میتوانید بر اساس criterio خود تصمیم بگیرید که چگونه جلسه را سازماندهی کنید.



























