جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
crespo
01
فرفری, وزدار
cabello que tiene rizos pequeños, apretados o muy definidos
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
el más crespo
شکل تفضیلی
más crespo
درجهپذیر
مفرد مذکر
crespo
جمع مذکر
crespos
مفرد مؤنث
crespa
جمع مؤنث
crespas
مثالها
Tiene el cabello crespo y negro.
او موهای crespo و سیاه دارد.
El crespo
01
فر (مو)
rizo pequeño y apretado del cabello
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
crespos
مثالها
Tiene muchos crespos en el cabello.
او crespos زیادی در موهایش دارد.



























