جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
consolidar
01
مستحکم کردن, تقویت کردن
hacer algo más fuerte, sólido o estable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
consolido
سومشخص مفرد
consolida
وجه وصفی حال
consolidando
گذشته ساده
consolidó
اسم مفعول
consolidado
مثالها
El acuerdo consolidó la alianza entre los países.
توافقنامه اتحاد بین کشورها را تحکیم بخشید.



























