جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La confiscación
01
مصادره, توقیف، ضبط
el acto legal de quitarle los bienes a una persona como pena o por orden de una autoridad
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
confiscaciones
مثالها
La confiscación del cargamento de drogas fue un gran golpe.
مصادره محموله مواد مخدر یک ضربه بزرگ بود.



























