جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
El cobayo
01
خوکچه هندی (جانورشناسی)
roedor pequeño y domesticado, de cuerpo redondeado y pelaje suave
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
حیوان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
cobayos
مثالها
El cobayo comía hojas frescas de lechuga.
خوکچه هندی برگهای تازه کاهو میخورد.
02
موش آزمایشگاهی
persona o cosa utilizada como sujeto de prueba o experimento
مثالها
Juan se convirtió en el cobayo del nuevo sistema de trabajo.
خوان موش آزمایشگاهی سیستم کاری جدید شد.



























