جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La charla
01
گپ, گفتوگو
conversación informal entre personas
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
charlas
مثالها
La charla con ella fue muy interesante.
گفتگو با او بسیار جالب بود.
02
سخنرانی, کنفرانس
exposición oral sobre un tema ante un público
مثالها
Asistí a una charla en la universidad sobre ciencia.
من در دانشگاه در یک سخنرانی درباره علم شرکت کردم.



























