جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La caracola
01
صدف حلزونی (جانورشناسی)
la concha grande, dura y en espiral de un caracol marino
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
caracolas
مثالها
El niño encontró una caracola en la playa y se la llevó a casa.
پسر یک صدف در ساحل پیدا کرد و آن را به خانه برد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
caracola
cara
cola



























