جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bloquear
01
مسدود کردن, بستن
impedir el paso, el acceso o el funcionamiento de algo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
اولشخص مفرد
bloqueo
سومشخص مفرد
bloquea
وجه وصفی حال
bloqueando
گذشته ساده
bloqueó
اسم مفعول
bloqueado
مثالها
Bloqueó al usuario en la red social.
مسدود کردن کاربر در شبکه اجتماعی.



























