جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
birlar
01
کش رفتن, بلند کردن
quitar algo a alguien con rapidez y de manera poco honesta
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
birlo
سومشخص مفرد
birla
وجه وصفی حال
birlando
گذشته ساده
birló
اسم مفعول
birlado
مثالها
No dejes el teléfono en la mesa, que te lo pueden birlar.
تلفن را روی میز نگذار، ممکن است کسی آن را بیرلار کند.



























