جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Agitación
01
تشویش, اضطراب، هیجان
estado de inquietud o alteración emocional intensa
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Sintió una agitación repentina antes del examen.
او قبل از امتحان بیقراری ناگهانی احساس کرد.
02
تکاپو, جنبوجوش
actividad intensa y movimiento continuo en un lugar o situación
مثالها
La agitación del aeropuerto aumentó por la tarde.
شلوغی فرودگاه در بعدازظهر افزایش یافت.



























