جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Abstención
01
رأی ممتنع
el acto de no votar en una elección o decisión
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
abstenciones
مثالها
Su abstención fue una sorpresa para todos.
امتناع او برای همه یک شگفتی بود.



























