جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Abridor
01
دربازکن, قوطیبازکن
un objeto o herramienta para abrir botellas, latas o frascos
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
abridores
مثالها
¿Dónde está el abridor de botellas? Quiero una cerveza.
در بازکن بطری کجاست؟ من یک آبجو میخواهم.
02
بازیکن شروع کننده, بازیکن اصلی
el jugador que comienza un partido o evento en la alineación inicial del equipo
مثالها
El lanzador abridor solo duró cuatro entradas antes de ser reemplazado.
پرتابگر شروع کننده تنها چهار اینینگ دوام آورد قبل از اینکه جایگزین شود.



























