جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La oposición
01
اپوزیسیون, احزاب مخالف
los partidos políticos que no forman parte del gobierno
مثالها
La oposición criticó duramente al gobierno.
اپوزیسیون دولت را به شدت مورد انتقاد قرار داد.
02
امتحان ورودی بخش دولتی
una prueba o examen para acceder a un puesto en la administración pública
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
oposiciones
مثالها
La oposición para maestro es muy difícil.
آزمون استخدامی برای معلم بسیار دشوار است.



























