جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
invisible
01
نامرئی, ناپیدا
que no se puede ver
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
el más invisible
شکل تفضیلی
más invisible
درجهپذیر
مفرد مذکر
invisible
جمع مذکر
invisibles
مفرد مؤنث
invisible
جمع مؤنث
invisibles
مثالها
La tinta usada era invisible hasta que se aplicó calor.
مرکب استفادهشده نامرئی بود تا زمانی که گرما اعمال شد.
درخت واژگانی
invisible
visible



























