جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La equitación
01
اسبسواری, سوارکاری
el arte, la práctica o el deporte de montar a caballo
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Practico equitación los fines de semana en un centro hípico.
من در تعطیلات آخر هفته در یک مرکز سوارکاری سوارکاری تمرین میکنم.



























