جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
crear
01
خلق کردن, ایجاد کردن
generar, producir o inventar algo nuevo
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
اولشخص مفرد
creo
سومشخص مفرد
crea
وجه وصفی حال
creando
گذشته ساده
creé
اسم مفعول
creado
مثالها
Los científicos crean nuevas tecnologías cada año.
دانشمندان هر سال فناوریهای جدیدی میآفرینند.
02
تأسیس کردن, بنیانگذاری کردن
fundar, establecer o iniciar una institución, empresa u organización
مثالها
La organización fue creada para ayudar a niños.
سازمان برای کمک به کودکان تأسیس شد.



























