جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
relatar
[past form: relaté][present form: relato]
01
نقل کردن, شرح دادن
contar o narrar hechos o historias
مثالها
El testigo relató lo que vio durante el accidente.
شاهد روایت کرد آنچه را که در حادثه دید.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نقل کردن, شرح دادن