جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La miseria
01
فلاکت, بدبختی، عذاب
estado de pobreza extrema o de grandes dificultades en la vida
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
miserias
مثالها
Muchas familias viven en miseria en esa región.
بسیاری از خانوادهها در آن منطقه در بدبختی زندگی میکنند.



























